اصلا فکرش را می کردی...

که با انگیزه عاشق شویم؟
که بی اندازه دل ببندیم؟
هوای حالمان اینگونه بی تاب شود؟
نیمی حال خوب و نیمی دلهره...
بچسبد به مغز استخوانمان؟
دلمان گیر بیفتد...
و شب ها بی لالایی خوابمان نگیرد؟
تو دنیایم را زیر و رو کنی و من...
راستی،من کجای قلبت جا دارم،
که اینطور زود به زود هوایم را می کنی...؟
می دانی...؟
ساعتی ست که از تو بیخبرم...
و انگار نبض هایم دیگر نمی زنند...
بیا و بنشین رو به روی چشم هایم...
می خواهم بودنت را ابدی کنم...

⭕️⭕️