رمانتیک

سیب قرمز


+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۳ ساعت 0:37 توسط مریم  | 
به نام خدایی که خواست دوست داشته شویم و دوست بداریم

من بودم و تنهایی و یک راه بی انتها

یک عالم گله و خدایی بی ادعا

گم شده بودم میان دیروز و فردا

تا تو را یافتم.. با تو خودم را یافتم

صدایت در گوشم پیچید

نگاهت در چشمانم نقش بست

نشان دادی به من آنچه بودم

آری، با تو رسیدم من به اوج خودم

نامم را خواندی.. گفتی بارانم

بارانی شد دل و چشمانم

آری بارانی شدم تا ببارم

اما ای کاش بدانی تویی آسمانم

بی تو نه معنا دارد باران

نه معنا دارد خورشید و نه رنگین کمان

ای که شبیه تر از خود به منی

بگو تا آخر راه با من هم قدمی
  • خانه
  • پست الکترونیک
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
نوشته‌های پیشین
  • دی ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۱
  • مهر ۱۴۰۱
  • خرداد ۱۴۰۱
  • شهریور ۱۳۹۷
  • مرداد ۱۳۹۷
  • خرداد ۱۳۹۷
  • اردیبهشت ۱۳۹۷
  • بهمن ۱۳۹۶
  • آبان ۱۳۹۶
  • مهر ۱۳۹۶
  • مرداد ۱۳۹۶
  • بهمن ۱۳۹۵
  • فروردین ۱۳۹۵
  • اسفند ۱۳۹۴
  • بهمن ۱۳۹۴
  • دی ۱۳۹۴
  • آذر ۱۳۹۴
  • اسفند ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۳
  • دی ۱۳۹۳
  • آذر ۱۳۹۳
  • آبان ۱۳۹۳
  • اردیبهشت ۱۳۹۳
  • بهمن ۱۳۹۲
  • دی ۱۳۹۲
  • آذر ۱۳۹۲
  • آبان ۱۳۹۲
  • مهر ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • آرشيو
پیوندها
  • عاشقانه زهرا
  • مجتبی طاهری
  • تا ابد به یاد چشمانت...
  • ارش
  • دل شکسته
  • شیطنتهای پسر کرجی
  • یکی ان بالا مرا دوست دارد
  • باران
BLOGFA.COM